ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

151

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

بيان غضب معتصم بر افشين و گرفتارى او در آن سال معتصم بر افشين غضب كرد و او را بازداشت . علت اين بود كه افشين هنگام جنگ با بابك هر نحو هديه كه از ارمنستان يا آذربايجان به او مىرسيد آن را مستقيما به شهر « اشروسنه » ( پايتخت پدران و اسلاف خود ) مىفرستاد و آن هديه از بلادى كه تحت امارت عبد اللّه بن طاهر بود عبور داده ميشد و عبد اللّه بمعتصم مىنوشت و خبر مىداد . معتصم به او نوشت كه مراقب باشد هر چه او مىفرستد بنويسد و معلوم كند . عبد اللّه هم مواظب بود . افشين هم مال نقد را در هميان مىنهاد و بكمر دوستان خود مىبست و باشروسنه مىفرستاد . يك بار مال بسيار فرستاد كه حاملين آن ( در هميان ) به نيشابور رسيدند . عبد اللّه آگاه شد و كسانى فرستاد كه آنها را تفتيش كردند . مال را در هميان و ميان آنان يافت . از آنها پرسيد اين مال را كجا بدست آورده‌ايد ؟ گفتند : مال افشين است . عبد اللّه گفت : دروغ مىگوئيد اگر برادرم افشين ميخواست چنين مالى را بفرستد به من مىنوشت كه من مطلع و مساعد باشم . شما بايد دزد باشيد . عبد اللّه آن مال را گرفت و بسپاه خود داد . بافشين هم نوشت كه آن گروه ادعا كرده بودند كه آن مال بشما تعلق دارد و من تكذيب كردم كه اگر چنين مالى را ميخواستى بفرستى به من خبر مىدادى و من آن مال را گرفتم و بسپاه خود دادم و آن را بجاى حقوقى كه امير المؤمنين براى سپاه مىفرستاد محسوب داشتم . اگر آن مال در حقيقت به تو تعلق دارد من منتظر مىشوم كه چون امير المؤمنين حقوق سپاه را بپردازد مال را گرفته به تو بدهم عوض مالى كه از آنها گرفته‌ام و اگر چنين نباشد كه امير المؤمنين بگرفتن اين مال احق و اولى مىباشد زيرا من ميخواهم سپاه را سوى تركستان روانه كنم . افشين به او نوشت كه مال من و مال امير المؤمنين يكيست . كسانى را كه بازداشتى آزاد كن .